تبليغاتX
سادات

سادات

باری گران برزمین مانده است...

مومن باید انقلابی باشه...

استادپناهیان:

یک انقلابی همیشه شرمنده است. می‌گوید من نتوانستم آن کاری را که باید بکنم، انجام دهم. یک انقلابی همیشه خودش را بدهکار می‌داند. هیچ وقت طلبکار نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 21:26  توسط سادات  | 

خیمه هاروسوزوندن...

از خونه مياي بيرون،سرتو ميندازي پايين

توي خيابون كه مياي،سرتو ميندازي پايين

مي ري دانشگاه، سرتو ميندازي پايين

توي كلاس،سرتو ميندازي پايين

توي مهموني،سرتو ميندازي پايين...

پسر و دختري رو مي بيني كه توي خيابون دارن.....،سرتو ميندازي پايين

ديگه تعداد همه ي سنگ فرش هاي خيابون رو بلديم اينقدر سرمونو انداختيم پايين...

از كجا بايد گفت؟

از كجاي اين درد؟

مگر نفرمود كه نگاه به نامحرم تيري از ناحيه ي شيطان است؟

مگر سوره ي نور و سوره ي نسا رانخوانده ايم؟

ما را چه شده؟

مگر خون شهدا را بر زمين نمي بينيم در حال جوشيدن كه راحت روي آن قدم مي زنيم؟

آيا ما آنقدر بي علم و بي هنر شده اند كه بايد با نشان دادن بدن و زيور،خودنمايي كنيم؟

آيا براي خودنمايي كردن راه ديگري نيست؟

آيا اين هنر است بدني را كه حضرت عشق،خداوند منّان براي عبادتش در اختيار ما قرار داده،ما آن را براي نگاه هرزه ي گرگ هاي گرسنه قرار دهيم؟

.
.
.

آن شب يادم نمي رود

هيچ وقت يادم نمي رود.

شب شام غريبان بود.

رفتم مسجد.موقع نماز مغرب بود.جلوي مسجد جمعيت قابل شمارش نبودن

چرا؟

چون مي خواستن آتيش زدن خيمه ها رو تماشا كنن!

اونقدر وضع حجابشون بد بود كه من باز هم مثل هميشه سرم رو انداختم پايين و رفتم تو مسجد.

ديدم حدود 20-30نفر براي نماز اومده بودن.اون جمعيت كجا و 20-30نفر كجا؟

مي شد آخر الزمان رو حس كني

نمازم رو خوندم و اومدم بيرون

ياد مردم كوفه افتادم.ديدم مردم انگاري اومدن جشن!!!

ناگهان دلم شكست

خيمه ها رو سوزوندن....

قلب من هم سوخت

 با خودم گفتم آقا مهدي فاطمه(عج) چي مي كشه از دست ما به اصطلاح شيعه ها....؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 20:21  توسط سادات  | 

این صدا وسیما متعلق به مانیست

 

نه صدای انقلاب و نه سیمای اسلام !

نیم نگاهی به سه دهه مدیریت برتأثیر گذارترین رسانة کشور

احسان محمد حسنی

      حکایت صدا وسیمای ما، به سیرک بزرگی می ماند که میزبانان و دست اندرکاران آن، با هیاهو و چاک دادن حنجرة خود، مردم را به تماشای یک نمایش اعجاب انگیز و جذاب دعوت می کنند! برگزار کنندگان این سیرک عظیم ، از قبل برای برپا داشتن اسکلت این خیمه و فراهم آوردن و مهیا کردن ملزومات آن، زحمات و رنج های زیادی برخود روا داشته اند.

     … حالا همه آمده اند؛ هفتاد میلیون تماشاگر تشنه و خسته، خود را رسانده اند تا دمی و لحظه ای با تماشای این سیرک هیجان انگیز، آرام بگیرند و مشکلات خود را ولو برای دقایقی از یاد ببرند. همه ساکت و منتظرند و چشم دوخته اند تا پرده ها کنار رود و از پس آن …

باور کردنی نیست! این همه سرو صدا فقط برای همین؟! به راحتی می توان چهره های افسرده، درمانده و معترض تماشاگران را از آنچه دیده اند پیش بینی کرد؛ بله! به جای شیر وحشی، یوز پلنگ خوش تن و بدن آفریقایی، فیل عظیم الجسة هندی و… اکنون یک “بُزِ” پیرِ چاق و چله و یک قورباغة سبز بدترکیب به روی صحنه آمده اند و ورجه   وورجه می کنند!!

 ♦    ♦    ♦    ♦    ♦   

     چه کسی گفته منتسب بودن رسانة ملی به اصل مقدس ۱۱۰ و ولایت فقیه، برای تبرئه ی نا کارآمدی و ندانم کاریهای مدیران آن مصونیت می آورد؟! مگر حضرت روح الله (ره) و امام خامنه ای عزیز، خود بارها به بدنة سنگین  و بی تحرک ِ صدا و سیما نهیب نزده اند و کژیهای ناشی از بی تدبیری برخی سیاست گزاران و مدیران و برنامه سازان آن را هشدار نداده اند؟ می گویید نه؟!  پس دو سه نمونه اش را بشنوید :

     از این وضع تلویزیون خوشم نمی آید

      حضرت امام خمینی: “من نظری به دیگران ندارم، راجع به خودم می گویم، از این وضع رادیو وتلویزیون خوشم نمی آید. واقع آن است که آنقدر که پا برهنه ها به رادیو تلویزیون حق دارند، ما نداریم . این یک واقعیت است و تعارف نیست؛ واقع این است که آنها این نظام را درست کرده اند و این نهضت را به وجود آورده اند ، همین جمعیت هستند که پیروزی را به دست آوردند، از قشر بالا کسی در این مسأله حقی ندارد…”

    این ایراد ماست به صدا وسیما

     رهبر معظم انقلاب:”صدا وسیما آیا وضعیت واقعی کشور را نشان می دهد؟ خیلی پیشرفت های برجسته و بزرگ هست که صدا وسیما نشان نمی دهد . دلیلش هم این است که شما مجموعة مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلی از حقایق و پیشرفت های کشور مطلع نیستند؛ نقص صدا و سیمای ماست. و الاّ اگر صدا و سیما می توانست همان جور که تلویزیون فلان کشور غربی با یک سابقه و تجربة فراوان و با استفاده های هنری، دورغ های خودش را راست جلوه می دهد، واقعیات موجود را درست منعکس کند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگی نسل جوان به کشورش، به دینش، به نظام جمهوری اسلامی اش، به مراتب بیشتر از حالا بود. این ایراد ماست به صدا وسیما …”

     به درک، خوششان نیاید

     ”بی شک در درون کشور ما کسانی هستند که همان انگیزه های ضدیت با این گرایش به اصطلاح”بنیادگرایی” را دارند؛ شما از آنها اصلاً رو دربایستی نکنید! در تنظیم برنامة ادب و هنر و یا حتی برنامةکودکان، یا فیلم و سریال، هیچ وقت این فکر را نکنید که اگر ما این گرایش را نشان دادیم، ممکن است یک تیپ روشنفکری که مثلاً خوانندگان فلان مجله هفتگی هستند، خوششان نیاید، به دَرَک ، خوششان نیاید! شما اصلاً کاری بکنید که آنها خوششان نمی آید؛ هیچ ملاحظة این چیزها را نکنید؛ نگویید ما این شخصیت را باید تحمل کنیم، شاید آنها جذب بشوند؛ نه، شما ببینید آیا در تجلیل این شخصیت ، نقطة منفی ای وجود ندارد؟ نگویید ما باید با این آقا مصاحبه کنیم، یا سخنرانی این آقا را در فلان سمینار یا در فلان مجموعه پخش کنیم برای این که آن جناح هم به این کانال علاقه مند بشوند؛ نه شما نگاه کنید  ببینید آیا این حرکت شما برای آن هدفگیری اصلی ضرری دارد یا ندارد؛ اگر ضرر دارد اصلاً ملاحظه نکنید که فلان کسان ممکن است با این کار جذب بشوند؛ نه؛ بگذارید جذب نشوند؛ کاملا ً صریح عمل کنید … “

     نمی پسندد؛ نپسندد

     ” … من با آن کسی که با تفکر اسلامی میانه ای ندارد؛ هیچ رو در بایستی ندارم. آن مخاطبی که فرضاً باور اسلامی در قلب او نیست و او این را نمی خواهد و این عمل ما و تصرف ما را دوست نمی دارد، ما با او هیچ رودر بایستی نداریم؛ نمی پسندد، نپسندد! خوشحال نمی شود؟ نشود؛ تلویزیون را می بندد، در نهایت ببندد؛… اگر فرض کردیم کار به آنجا رسید که یا ما باید هدف خودمان را دنبال نکنیم تا او تلویزیون را نبندد؛ ویا اینکه هدف خودمان را دنبال کنیم ،که طبیعتاً او تلویزیون را خواهد بست؛ در اینجا ما دومّی را ترجیح می دهیم؛ او تلویزیون را ببندد؛ زیرا بسیارند کسانی که تلویزیون را نمی بندند و همین را که من می گویم، می خواهند…”

♦    ♦    ♦    ♦    ♦   

   شک نکنید و مطمئن باشید که این صدا وسیمای ملی، رسانة انقلاب اسلامی ما نیست، ما رسانه ای در تراز نهضت جهانی انقلاب اسلامی می خواهیم، رسانه ای که آگاهی، امید، بصیرت و نشاط انقلابی را توأمان به تن خسته و رنجور جامعة بمباران شده از سوی بیش از ۲۸۰۰ سکوی پرتاب موشک های خانمان برانداز ماهواره ای تزریق کند.

رادیو و تلویزیون فعلی ما، رسانه و سخنگوی ساکنین جمهوری لیبرال دموکراتیک تهران شمالی است، نه مستضعفین و صاحبان اصلی انقلاب؛ اگر نه،  پس چرا رادارها و آنتن صدا و سیما در ضبط و پخش برنامه ها، سریال ها، گزارش های مردمی و … به جای پرسه زدن در شمال شهر و خیابان های زیبا و خانه های چند میلیاردی، به جنوب شهر و یا روستاهای ما نزدیک نمی شود؟!

    کدامیک از شبکه های موجود، شبکه ای است با بصیرت، با روح امید و پر نشاط و شاداب و انقلابی و در تراز  جهت گیریهای دهة چهارم انقلاب اسلامی ؟ محکم می گویم: هیچ کدام!

         ♦    ♦    ♦    ♦    ♦   

     برای نمونه مثال می زنم از این تمثال بی خصال؛  راستی دبیر شورای عالی جوانان و رییس سازمان ملی جوانانِ دولت اصلاحات از رسانه چه می دانست و چه سابقه و یا تخصص رسانه ای داشت که سالها جایگاه حسّاس معاونت سیما که قرارگاه شبکه های تلویزیونی است را به وی پیشکش نمودند؟! ویا فلان مشاور مذهبی ِفلان سریال آیا می تواند در رأس مهمترین شبکة ملی سیما قرار بگیرد ؟!

   آیا معنای دیده شدن  تحوّل در یکسالة تمدید شده از حکم رهبر انقلاب یعنی: برداشتن مدیر شبکة دوم و بردن او به شبکة اول و جابجایی مدیر شبکة اول و نشاندن او بر مسند مدیریت شبکة دوم ؟! یا برداشتن مدیر  شبکة پنجم و بردن او به شبکة جام جم و ایضاً جابجایی مدیر شبکة چهار و نشاندن او بر کرسی ِ مدیریت شبکة هشت ؟!  این یعنی تحوّل ؟!  نه! یعنی گنجشک را به جای قناری رنگ کردن و دیوار ِ در حال فرو ریختن را کاغذ دیواری کردن! یعنی فرصت های طلایی انقلاب را سوزاندن و ویترین دکان را بزک کردن! و در یک کلام؛ یعنی عوام فریبی! و اینجاست که رهبری حق دارد اگر می گویند :”أین عمّار”؟

    آیا تحوّل یعنی در آخرین روز های اسفند ماه،  مژده دادن به مخاطبین هفتاد میلیونی برای خریداری، دوبله و پخش یکصد فیلم سینمایی “میجر” و به روز  سینمای آمریکا؟! پخش فیلم های روی پردة سینمای هالیوود، موشک های پیشکشی آمریکا و صهیونیست است برای جوانان مسلمان و شهادت طلب ایرانی و سایر بلاد مسلمین! کجای این افتخار دارد؟ تا کنون چند فیلم از یکصد فیلم تولیدی سالیانه توسط سیما فیلم به وقایع انقلاب اسلامی ایران، شخصیت های مبارز انقلابی، دستاورد ها و اختراعات علمی و مسایل جهانی ایران و جهان اسلام پرداخته است؟ اگر نگوییم همة فیلم ها، دست کم اکثر قریب به اتفاق آثار تولیدی تلویزیون را فیلم های آپارتمانی و دختر پسری تشکیل داده! راست گفت سید مرتضی آوینی (رحمت الله علیه) که: “همین رسانة قدرتمند، در کفِ بی کفایت شما آقایان، بوق مفلوکی بیش نیست! ” از این تلویزیون نمی توان انتظار داشت که به دور تمامی برنامه ها و شبکه های خود، سربند اسلام، قرآن و شهادت بسته باشد!  

   به نظر من، این صدا و سیما، صدای انقلاب و سیمای اسلام نیست! فریاد انقلاب اسلامی، حنجره ای در شأن حقّانیت خود می طلبد. اگر به طالبانیسم متهم نشوم و نالة وا اسلامای آقایان به هوا نرود، من به جای مدیران نشسته بر عمارت شیشه ای جام جم بودم، به جای سی هزار نفرعقل کل های گرد آمده بر سفرة سازمان که حاصل کارشان همین یک مُشت شبکة چُرت آور شده، ۳۰۰  نفر از زبده ترین عناصر رسانه ای وبه تعبیری ساده تر، ژنرال های قد بلند این عرصه را به عنوان اصلی ترین حلقة مشورتی، مدیریتی و اجرایی سازمان بر می گزیدم و سازمان سنگین و فربه فعلی را به سازمانی چابک، جسور و انقلابی مبدل می ساختم، چه اینکه گفته اند: “سیاهی لشکرنیاید به کار، یکی مرد جنگی به از صد هزار!”

    از آن جهت که مطمئن هستم این ایده به جایی نخواهد رسید، پس بهتر است آنجا را بکوبند، شخم بزنند، مدتی صبر کنند تا به خاک جام جم آفتاب بتابد و پاک شود و سپس گندم بکارند و محصول آنرا هم بجای آنکه مردم خودمان بخورند، صادرکنند !

♦    ♦    ♦    ♦    ♦   

 

    … وامّا، بعدالتحریر :

    مطالبه و سخن در نقد سیاست ها وبرنامه های رسانة ملی به همین یادداشت ختم نمی شود، چنانچه اصحاب و سیاست گزاران حاکم بر مقدرات جام جم قصد خانه تکانی داشتند، اعلام نمایند تا راهکار ها و برنامه های عملیاتی برای تغییر و برون رفت از وضع موجود، با حضور خُبرگان این عرصه، عندالحضور ارائه شود.

 

والسلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 19:25  توسط سادات  | 

حاج احمد متوسليان بعد از سال ها اسارت ، سرانجام به ايران باز گشت

 

   شبكه خبر در حال پخش مستقيم از فرودگاه بين المللي بيروت :

سيد حسن نصرالله ، آيت الله محمدي گلپايگاني ، دكتر محمود احمدي نژاد ، مقامات ارشد لبناني و تني چند از مقامات ايراني ، منتظر فرود هواپيماي حامل حاج احمد متوسليان و 3 تن ديگر از اسرا هستند ... 

 9:30 شب ، هواپيما آرام بر زمين مي نشيند .

  آرام آرام ، اسيران لبناني و فلسطيني پياده مي شوند و با مقامات مصافحه مي كنند

همه منتظر 4 ديپلمات ايراني هستند ، اما خبري نيست ...

چند دقيقه بعد ، خبرنگار تلويزيون اعلام مي كند :

4 اسير ايراني همين حالا جداگانه وارد فرودگاه شدند .

آري ؛ خبر حقيقت دارد ،

خودشان هستند ، اما ... اصلا چهره هايشان قابل شناسايي نيست !

حاج احمد خيلي شكسته شده ،موها و محاسنش هم كاملا سفيد شده ... 

نزديك به نيمه شب است و كنفرانس خبري 4 ديپلمات برگزار مي شود .

چهره هاي نوراني و مظلومي كه در پي سالها اسارت ، شكسته و مجروح شده اند ؛ در مقابل دوربين خبرنگاران قرار دارند .

سخن با كلام حاج احمد آغاز مي شود :كلامي از قرآن درباره وعده به مومنين و مجاهدين و پس از آن يادي از امام خميني (ره) ...

خبر دارند كه ديگر امام در ميانشان نيست و با اشك از ادامه راه او مي گويند ..

 شرح ماوقع آغاز مي شود و از روز چهاردهم تيرماه سال 1361 مي گويند كه در منطقه برباره در جاده طرابلس ، چگونه به دست مزدوران حزب راستگراي مسيحي فالانژ ربوده شدند و در اين سالها از كجا به كجا منتقل شدند .

از رنج ها و شكنجه ها مي گويند و از رفتار وحشيانه صهيونيست ها با آنها ...

حاج احمد ناگهان از "همت" مي پرسد ! 
خبرنگاري مي گويد : " او همان اوايل كه شما را اسير كردند ، به شهادت رسيد . "

 غم ، تمام وجود حاج احمد را فرا مي گيرد و گويي تحمل تمام آن شكنجه ها و رنجهاي اسارت ، از شنيدن خبر شهادت دوست قديمي اش ، آسانتر بوده است ..

از دوستان و همرزمان ديگر سوال مي شود و يكي يكي درباره آنها توضيح داده مي شود ...

فردا شده است .

تيتر روزنامه هاي ايران :

" احمد متوسليان ، فرمانده ارشد دفاع مقدس ، به همراه سيد محسن موسوي ، تقي رستگار مقدم و كاظم اخوان ، پس از 26 سال اسارت ، از زندان هاي رژيم صهيونيستي آزاد شدند "

پخش عادي شبكه ها قطع مي شود و خبر ورود 4 اسير را به فرودگاه مهرآباد اعلام مي كند : رهبر معظم انقلاب به همراه جمعي از فرماندهان نيروهاي مسلح ، به استقبال حاج احمد متوسليان و ديگر اسيران ايراني آمده اند .

 حاج احمد متوسليان با رهبر انقلاب مصافحه مي كند ، گويي يوسف پدرش را در آغوش گرفته ...

امام خامنه اي هم با ذكر خاطراتي از دوران جنگ ، تبسم را بر لبان حاضران مي نشاند .حاج احمد با تك تك فرماندهان مصافحه مي كند و بعضي ها را هم بيشتر در آغوش مي گيرد و گريه مي كند .

سعي مي كند نشان ندهد كه چه احساسي نسبت به افراد دارد اما مي توان فهميد كه حاج احمد از دست خيلي ها ناراحت است ..

تلويزيون ، چند روزي است كه مستقيم و غيرمستقيم ، تصاوير مربوط به اين بازگشت را نشان مي دهد .

در ميان مردم ، صحبت هايي در گرفته كه :  ( واكنش متوسليان به اقدامات همرزمان قديمي اش چيست؟! )
حاج احمد خبر ندارد كه آن دوستش ، ميلياردها تومان خرج انتخابات كرده است و دوست ديگرش به چاپلوسي و كسب جايگاه مشغول است و هر كدام با ديگري در حال دعوا هستند !

 از چند زنه شدن !!! برخي همرزمانش آگاه نيست و تازه مي فهمد كه قراردادهاي كلان فلاني كه زماني همرزمش بوده است ، براي چه كاري صورت گرفته است ...

نميداند چه شده بر كشور خميني !!!

حاج احمد در حال قدم زني در خيابان است ، اما كسي او را نمي شناسد !!

در و ديوارهاي شهر ، تبليغ كالاها و بازيگران سينما و خوانندگان را نمايش مي دهد

دخترك هاي خياباني با آن وضع نا به هنجارشان دل حاجي را مي لرزانند ..

 باز با خود مي گويد :سردرگمم !

نمي دانم ۲۸ سال از وطنم دور بوده ام يا مانند اصحاب كهف در خوابي 300 ساله به سر مي بردم ؟!

اين همه تغيير و تحول در اين مدت۲۸ ساله اتفاق افتاده ؟!

اين همه تقلب و فراموشي ارزشها و خيانت دوستان و رزمندگان ، در عرض اين سالها كه نبوده ام رخ داده است ؟!...

 حاج احمد ، تازه در حال آشنايي با اين روزگار غريب است ؛

روزگاري كه فقط جاه و مقام و قدرت طلبي ، حرف اول را در آن مي زند و ارزش هاي انساني و معنويات در كمتر كسي ديده مي شود ..

ايران سال 8۹ ، براي او چندان پيشرفته نيست و از اين بابت تاسف مي خورد !

تاسف مي خورد كه چرا تا به حال شهيد نشده است و به همت و باكري نپيوسته است ...
                                 

آري ، او هم مانند اصحاب كهف ، آرزوي مرگ مي كند و همه را به ياد جمله امام خميني مي اندازد :

" از خدا مي خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد . ما همه راضي هستيم به رضايت او ، از خود كه چيزي نداريم ؛ هر چه هست اوست . "

تنها دلخوشي احمد ، امامش ، خامنه ايست ...

والسلام

  

كاش اين اتفاق واقعيت داشت ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 19:5  توسط سادات  | 

یالثارات الحسین

چرا مختار ثقفی در کربلا حضور نداشت؟

یکی از سوالات نسبتاً مهمی که در رابطه با شخصیت مختار ثقفی،مطرح است این است که چرا مختار سقفی در زمان قیام امام حسین(ع) به یاری ایشان نرفته ولی بعداً از قاتلان آن حضرت انتقام گرفته است؟

با مراجعه به منابع تاریخی پاسخ این سوال روشن خواهد شد

متن کامل رادرادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 13:23  توسط سادات  | 

همش بلدیم بگیم شهداشرمنده ایم!!!...اماپای عمل که می رسه ...

اجراي فاز دوم طرح يكسان سازي قبور شهدا در بهشت زهراي تهران كه از 20 مهرماه آغاز شده است، با اعتراض برخی از خانواده های شهدا همراه شده است.

فاز اول اين طرح يكسان سازي قطعه 44 محل دفن شهداي گمنام بود و در فاز دوم، اقدام به بازسازي قطعه 40 گلزار شهداي بهشت زهرا(س) شده است.

براساس اين طرح، سنگ مزار شهيدان تخريب شده و با يكسان سازي تمام قبور، قطعه هاي شهيدان زيباسازي مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 13:4  توسط سادات  | 

واقعا ازبندگی کردن چه نمره ای به خودمون میدیم؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 12:28  توسط سادات  | 

خداخیرش دهد

فیلمسازی متبحر ، فهیم وصاحب فکر، که با اثری همچون بشارت منجی دنیا را تکان داده است . واتیکان برای شجاعتش در نشان دادن تفاوت های نگاه مسیحی و اسلامی به حضرت عیسی (ع) به او جایزه داده است. برای مدتی سرخط بسیاری از اخبار روزنامه های لس آنجلس تایمز و نیویورک تایمز و سایت های خبری CNN و حتي سايت اطلاع رساني هاليوود در رابطه ي با اين فيلم ارزشمند و واهمه ي آنها از پخش فراگير آن در كشورهاي غربي بوده است.

 او به كشورهاي بسياري سفر كرده و با صاحب نظران مختلفي به گفتگو نشسته است.فیلم های زیادی از ازگفتگوهایش  با اندیشمندان و سیاسیتمداران ایالات متحده دارد که حاکی از جرات او در ورود به حوزه های بکر می باشد و البته صدا وسیما در حق او و این آثار گرانبها کم لطفی های بسیاری کرده است.او از حد و قواره ی یک فیلم ساز معمولی بسیار بالاتر است، او را میتوان یک مجاهد لقب داد.

سینه اش پر از درد دل و حرف های شنیدنی است. از مسئولین فرهنگی گلایه های بسیار دارد .افسوس که صدا و سیما ، وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات و ... از این فرصت ازشمند انقلاب اسلامی آنچنان که شایسته اوست،  استفاده نکرده اند و چقدر بسیارند جوانانی که نام نادر طالب زاده برایشان ناآشناست.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 12:15  توسط سادات  | 

مرگ براسرائیل

تشنه هستيد؟ هوس نوشابه كرده ايد؟ خب، كاري نداره كه؛ كمي قدم رنجه فرموده و تا فروشگاه سر كوچه خود برويد، و بعد... «كوكاكولا» در خدمت شماست! دوست نداريد؟ خب «پپسي»، «فانتا» يا «ميريندا» هست تا دلتون بخواد! حالا كه رفتيد تا اونجا يك بسته «كيت كت» هم بخريد كه عيش را كامل مي كند. به عمرتان كيت كت نخورده ايد؟؟ نصف عمرتان بر فناست! آي مي چسبه با كوكاكولا... آي مي چسبه! مثل اينكه گوشيتون داره زنگ مي خوره. اي بابا گوشيتون كه سوني اريكسونه! بنداز دور! مگه نمي دونين الان «نوكيا» تو بورسه؟ حرف زديد؟ همسرتون بود؟ شيرخشك براي بچه مي خواست؟ گفت حتماً «سرلاك» بخري؟ خوب كاري كرد؟! اصلا اگه ايراني جماعت سرلاك نخوره بزرگ نمي شه! چي؟ سيگار هم مي خري؟ خب «مارلبرو» ديگه؟ اصلا بهتر از اين سيگار توليد نمي شه! تازه بعد از كشيدن چند نخ مارلبرو هيچ چيزي نمي چسبه جز يه فنجون «نسكافه» كه با شير قهوه «كافي ميت» مخلوط شده باشه... اوف چي مي شه! نسكافه و كافي ميت و كيت كت و سرلاك براي كدام كمپاني هستند؟ اين چه سؤالي است؟ خب معلومه ديگه، «نستله»؛ اصلا مگه مي شه در قرن بيست و يكم زندگي كني و از نستله بي بهره باشي؟! چي؟ شركت هاي كوكاكولا و پپسي و فانتا و ميريندا و نوكيا و نستله و مالبرو از اسرائيل حمايت مالي مي كنن؟ خب بكنن! به من و شما چه مربوط؟ الان ديگه عصر، عصر تكنولوژي است؛ اين حرفها واسه عهد تيركمون بوقي بود! چي؟ 70درصد مردم فلسطين زير خط فقر زندگي مي كنن؟ ده ها هزار زن و مرد و كودك فلسطيني در زندانهاي اسرائيلي هر روز دارن شكنجه مي شن؟ اسرائيل ميليون ها نفر از مسلمونها رو آواره كرده؟ اي بابا... چيكار به اين حرفا داري؟ ادامه بده كه خوب داري به جيب اسرائيل پول مي ريزي!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 12:10  توسط سادات  | 

جانم فدای رهبرم

 

چفیه یعنی در ولایت حل شدن

نقشه ی روبه دلان مختل شدن

چفیه ای از چفیه ها جامانده است

روی دوش شیر تنها مانده است

چفیه ها را پرکنید از اعتبار

پرکنید از عشق رهبر کوله بار

کوله بار بی محبت بار نیست

چفیه ی تنها خُم اسرار نیست

چفیه یعنی کنج سنگر سوختن

در خط زیبای رهبر سوختن

چغیه یعنی عطر زیبای علی

بوسه باران کردن پای علی

چفیه ها باید ولایت جوش شوند

وقت شب سجاده ای خوشبو شوند

بی علی رویان اسیر ماتم اند

بی ولایت زادگان محو غم اند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 21:3  توسط سادات  |